مرگ خورشيد از موضوعهاي مطرح در دانش نجوم است. آياتي از قرآن کريم نيز به اين حقيقت اشاره دارند.
«إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ»(تکوير/1)؛ «هنگامى كه خورشيد در هم پيچيده شود».
نکته علمي
خورشيد پس از سوزاندن هيدروژن و هليوم، چون دماي کافي براي سوزاندن کربن برخوردار نيستند، فرو ميريزند (براي آشنايي با مفهوم فروريزش ر.ک. به: اساس ستارهشناسي، ص 274) و به صورت غول قرمز (Red-giant) درخواهد آمد (همو). در اين زمان خورشيد آن قدر بزرگ خواهد شد که احتمالاً مدار عطارد و زهره را در بر خواهد گرفت. در مرحله بعدي، خورشيد به کوتوله سفيد (White dwarf) تبديل خواهد شد و در پايان دماي آن به صفر مطلق (Absolute magnitude اين دما برابر 273 درجه سانتيگراد زير صفر است) کاهش خواهد يافت. (عدالتي، ص 97).
ديدگاه مفسران
به عقيده يكي از نويسندگان اين آيه پايان يافتن انرژي خورشيد را متذکر مي شود. وي پس از ادعاي اعجازي علمي در مورد آيه مينويسد:
«اين مسئله امروز بيترديد است که سوخت خورشيد کم ميشود تا رو به خاموشي رود. در قرآن عزيز، سوره تکوير به نام خاموشي است» (عرفان، اعجاز در قرآن کريم، ص 155).
بررسي
آيات متعددي به مرگ خورشيد اشاره دارند و با تعابيري همچون «لاَِجَلٍ مُسَمّىً» (رعد/ 2؛ فاطر/13؛ زمر/ 5. در لقمان/ 20 نيز به جريان داشتن خورشيد اشاره شده است)؛ «تا سرآمد معيني» از پايان يافتن عمر خورشيد سخن ميگويند. تعبير «تکوير» نيز که به معناي درهم پيچيده شدن است، ميتواند به مراحل پاياني عمر خورشيد و کم نور شدنش اشاره داشته باشد.
نکته مهم در اين مورد و برخي موارد مشابه اين است که اين آيات درباره وقايع پايان اين جهان و قيامت سخن ميگويد و در آن زمان تغييرهاي نظام هستي ناگهاني و يکباره رخ خواهد داد؛ در حالي که مرگ خورشيد که در دانش نجوم بررسي ميشود، روندي طبيعي دارد و ميليونها و حتي ميلياردها سال به طول خواهد انجاميد. اين نکته موجب ميشود درتطبيق اين دو مسئله بر هم، برخي پرسشها و ابهامهايي پيش آيد که نياز به تأمل و تحقيق بيشتري دارد؛ البته با توجه به اين که در تفکرهاي نجومي قديمي به ارث رسيده از ارسطو، خورشيد و اجرام فضايي (مافوق القمر) ابدي و زوال ناپذير بودند (ارسطو، در آسمان، ص43 و 50. از اوگستين تا گاليله، ج1، ص86)، ميتوان برخي آيهها را که ظاهراً از روند طبيعي مرگ خورشيد سخن ميگويند، تصحيح کننده اين ديدگاه دانست.
موضوعات مرتبط: اعجاز علمی قرآن در کیهان شناسی ، خورشید در قرآن
قرآن کريم با تعبير متفاوتي از نور خورشيد و ماه ياد ميکند. اين تمايز توجه مفسران را جلب کرده است. Gوَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاًF (نوح/ 16. اين مضمون در فرقان/61؛ نبأ/ 13 نيز آمده است)؛ «و ماه را در آن (آسمان)ها نورانى قرار داد و خورشيد را چراغى قرارداد».
نکته علمي
خورشيد با انجام فرايند «همجوشي هستهاي» به توليد نور و گرما مي پردازد. در اين فرايند چهار هسته هيدروژن پس از همجوشي به يک هسته هليوم تبديل ميشود. اين مسئله باعث ميشود در هر ثانيه پنج ميليون تن از جرم خورشيد به صورت انرژي الکترو مغناطيسي تابش ميشود (اصول و مباني جغرافياي رياضي، ص 116؛ مايكل، همان، ص 165).
ديدگاه مفسران
خورشيد در اين آيه مبارکه چراغ و ماه، نور قرار داده شده است. برخي از نويسندگان اين مطلب، را اعجاز علمي قرآن ميدانند و مينويسند:
«بدون ترديد نورزايي خورشيد و نور مستقل نداشتن ماه در اين آيه تصريح شده است» (عرفان، حسن، اعجاز در قرآن کريم، ، ص 155).
بررسي
در آيه پنجم سوره يونس به نور خورشيد با تعبير «ضياء» و به نور ماه با تعبير «نور» اشاره شده است. آنچه در برخي از کتابهاي لغت آمده است، مبني بر اين که «ضوء» نور ذاتي و «نور» نور عارضي است (احمد ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ص 332)، مويد نکتهاي است که درباره آن ادعاي اعجاز شده است؛ اما دانشمندان از دورانهاي پيش از اسلام با توجه به پديده خسوف به عارضي بودن نور ماه پيبرده بودند و نور و گرمابخشي خورشيد باعث ميشد آن را همچون چراغي بدانند. با اين لحاظ معيار چهارم در اين مورد نيست و نميتوان ادعاي اعجاز را پذيرفت.
موضوعات مرتبط: اعجاز علمی قرآن در کیهان شناسی ، خورشید در قرآن ، ستارگان در قرآن
ترجمه :
او كسي است كه خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد ، و براي آن منزلگاههائي مقدر كرد تا عدد سالها و حساب ( كارها ) را بدانيد ، خــــــداوند اين را جز به حق نيافريده او آيات ( خود را) براي گروهي كه اهل دانشند ، شرح ميدهد .
تفسير :
آيه مورد بحث اشاره به قسمتهايي از آيات عظمت خدا در جهان آفرينش كرده ميگويد :
او كسي است كه خورشيد را ضياء و روشني و قمر را نور قرار داد ]هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا[خورشيد با نور عالمگيرش نه تنها بستر موجودات را گرم و روشن ميسازد بلكه در تربيت گياهان و پرورش حيوانات سهم عمده و اساسي دارد ، و اصولا هر حركت و جنبشي در كره زمين وجود دارد حتي حركت بادها و امواج درياها و جريان رودها و آبشارها - اگر درست دقت كنيم از بركت نور آفتاب است ، و اگر روزي اين اشعه حياتبخش از كرة خاكي ما قطع شود در فاصله كوتاهي تاريكي و سكوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت.
ماه با نور زيبايش چراغ شبهاي تار ما است ، نه تنها شبروان را در بيابانها رهبري ميكند بلكه روشنائي ملائمش براي همه ساكنان زمين مايه آرامش و نشاط است . سپس به يكي ديگر از آثار مفيد وجود ماه اشاره كرده ميگويد : خداوند براي آن منزلگاههايي مقدر كرد تا شماره سالها و حساب زندگي و كار خويش را بدانيد ] و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب [عني اگر ميبينيد ماه از نخستين شب كه هلال باريكي بيش نيست رو به افزايش ميرود تا حدود نيمه ماه و از آن پس تدريجا نقصان مييابد تا يكي دو روز آخر ماه بعد در تاريكي محاق فرو ميرود و بار ديگر به شكل هلال ظاهر ميگردد ، و همان منزلگاههاي پيشين را طي ميكند ، اين دگرگوني عبث و بيهوده نيست ، بلكه يك تقويم بسيار دقيق و زنده طبيعي است كه عالم و جاهل ميتوانند آن را بخوانند و حساب تاريخ كارها و امور زندگي خود را نگهدارند و اين اضافه بر نوري است كه ماه به ما ميبخشد[2]. سپس اضافه ميكند اين آفرينش و اين گردش مهر و ماه سرسري و از بهر بازيگري نيست ، خداوند آن را نيافريده است مگر به حق ]مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ[
و در پايان آيه تاكيد ميكند كه خدا آيات و نشانههاي خود را براي آنها كه ميفهمند و درك ميكنند شرح ميدهد ]يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ[اما بيخبران بي بصر چه بسيار از كنار همه اين آيات و نشانههاي پروردگار ميگذرند و كمترين چيزي از آن درك نميكنند .
نکته علمي :
در اينكه ميان ضياء و نور چه تفاوتي است مفسران گفتگوي فراوان دارند :
- بعضي هر دو را مترادف و به يك معني دانستهاند .
- بعضي گفتهاند ضياء كه در مورد ، نور خورشيد در آيه فوق به كار رفته همان نور قوي است اما كلمه نور كه در باره ماه به كار رفته نور ضعيفتر است .
- سومين نظر اين است كه ضياء به معني نور ذاتي است ولي نور مفهوم اعمي دارد كه ذاتي و عرضي را هر دو شامل ميشود ، بنابراين تفاوت تعبير در آيه فوق اشاره به اين نكته است كه خداوند خورشيد را منبع جوشش نور قرار داد در حالي كه نور ماه جنبه اكتسابي دارد و از خورشيد سرچشمه ميگيرد .
اين تفاوت با توجه به پارهاي از آيات قـــــرآن صحيحتر به نظر ميرسد.[3] زيرا در آيه(16) سوره( نوح) ميخوانيم : ]وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا[
و در آيه 61 سوره فرقان ميخوانيم :
]وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا[ با توجه به اينكه سراج ( چراغ ) نور از خودش پخش مي کند و منبع و سرچشمه نور است و خورشيد در دو آيه فوق تشبيه به سراج شده است روشن ميشود كه در آيات مورد بحث نيز اين تفاوت بسيار متناسب است . همچنين در اينكه آيا ضياء جمع است يا مفرد در ميان اهل ادب و نويسندگان لغت اختلاف است .
بعضي مانند نويسنده كتاب قاموس آن را مفرد دانستهاند ، ولي بعضي ديگر مانند زجاج، ضياء را جمع ضوء ميدانند ، نويسنده تفسير المنار و تفسير قرطبي نيز اين معني را پذيرفتهاند و مخصوصا المنار بر اساس آن استفاده خاصي از آيه كرده است و ميگويد : ذكر ضياء به صورت جمع در قرآن در مورد نور آفتاب اشاره به چيزي است كه علم امروز پس از قرنها آن را اثبات كرده است و آن اينكه نور آفتاب مركب از هفت نور و يا به تعبير ديگر هفت رنگ است[4] همان رنگهايي كه در رنگين كمان و به هنگام عبور نور از منشورهاي بلورين ديده ميشود .
محققي در اين زمينه مي نويسد : دانشمندان قديم بحث هايي را در مورد ضوء و نور داشتند که امروز بعد از آن که علم ثابت کرده خورشيد منبع نور است و شعاع واقع بر زمين همان ضوء است و آنچه پس از انعکاس به ما ( که جسم تاريکي است ) مي رسد نور است و نور ماه از خورشيد است و اين آيه تأييد مي کند سخن افرادي را که مي گويند ضوء چيزي است ذاتي مانند خورشيد و آتش و نور ، عرضي واکتسابي است مانند نور ماه ، پس لازم است معتقد شويم تعبير قرآن کريم در مورد اسرار الهي ، سال ها بر ما مخفي بود و علم آن را کشف کرد.[5]
[1] : سوره يونس /5
[2] : تفسير نمونه ج :8 ص:225
[3] : همان ج :8 ص: 226
[4] : تفسير نمونه ج : 8 ص : 227
[5] : محمد محمود حجازی ، التفسير الواضح ، جزء 11، ص34-35-به نقل از تفسير علمی قرآن ج2 –ناصر رفيعی محمدی
موضوعات مرتبط: اعجاز علمی قرآن در کیهان شناسی ، خورشید در قرآن ، ستارگان در قرآن
