X
تبلیغات
اعجاز علمی قرآن
اعجاز علمی قرآن
بررسی اعجاز علمی قرآن در ارتباط با کهکشان ، زمین ، آسمان ، خلقت انسان و ... 

شبهات و اشكال هاي متعددي در مورد اعجاز علمي قرآن مطرح شده و آن را با چالش هايي روبه رو كرده است. در اين جا مهم ترين اين موارد را بررسي مي كنيم. بعضى مخالفين اعجاز علمى، مى‏گويند كه تفسير علمي، اعجاز قرآن را اثبات نمى‏كند زيرا:
1. مطابقت بعضى مطالب علمى قرآن، با اكتشافات جديد ثابت مى‏كند كه قرآن را انسان عادى بيان نكرده است، بلكه از سوي خداى داناى به حقايق نازل شده است؛ ولى اين مطلب نمى‏رساند كه قرآن معجزه است؛ چون تورات و انجيل اصلى هم، از طرف خدا نازل شده، ولى معجزه نبود؛ بلكه اعجاز قرآن كه تحدى قرآن براى آن است، در مورد اعجاز بيانى و ادبى قرآن است كه كسى نمى‏توانست و نمى‏تواند مثل آن را بياورد.
2. آيات و مطالب علمى قرآن در همه سوره‏ها نيست؛ در حالى كه تحدى قرآن چنين است. «أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»، (يونس/ 38)؛ «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ» (بقره/ 23)؛ «و اگر از آنچه بر بنده‏ى خود (پيامبر) فرو فرستاديم، در ترديد هستيد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى همانندش بياوريد». پس اعجاز قرآن با هر سوره‏اى اثبات مى‏شود؛ در حالى كه طبق نظريه اعجاز علمى، فقط سوره‏هايى كه آيات علمى دارند، اعجاز را ثابت مى‏كنند.
3. اين نوع اعجاز را فقط اهل علم و كساني كه تخصص در علوم تجربي دارند، مي فهمند؛ در حالي كه قرآن معجزه اي براي همه افراد است (احمد عمر، التفسير العلمي في الميزان، ص 138ـ130).
4. اعجاز علمي قرآن موجب مي شود كه قرآن تابع علم شود، يعني بايد منتظر بود تا علوم بشري پيشرفت كند و اعجاز قرآن اثبات شود.
5. اگر قرآن را بر اساس علوم بشريِ متغيّر پايه گذاري كنيم، هرگاه نظريه هاي علمي تغيير كند، اعجاز علمي هم باطل مي شود.
6. مطالب علمي كشف شده قبل از كشف، خارق عادت و معجزه نيست و بعد از كشف هم يك مطلب علمي عادي است؛ نه خارق عادت به عبارت ديگر مطلب علمي قبل از كشف روشن نبود تا قابل صدق و كذب باشد و بعد از كشف هم خرق عادت نيست؛ بلكه از طرق عادي مي توان بدان رسيد و قابل تكرار است.
7. معجزه كاري خارق عادت است كه براي اثبات منصب الهي مي آورند؛ در حالي كه در صدر اسلام ادعاي اعجاز علمي نبود تا اثبات نبوت كند و در قرآن هم به آن تحدّي نشده است.
8. آيا دانشمنداني كه مطالب علمي را قبل از كشف حدس مي زنند و مطابق واقع حادث مي شود اعجاز علمي دارند؟
9. در علوم طبيعي اِخبار غيبي از طبيعت معنا دارد و بعد هم دانشمندان مطابقت خبر غيبي قرآن با واقع را كشف مي كنند؛ اما در علوم انساني اين گونه نيست؛ چون نظريه هاي علمي رقيب در برخي علوم وجود دارد (مثل اقتصاد سوسياليستي و كاپيتاليستي و نيز نظريه هاي هم عرض در علوم تربيتي و جامعه شناسي و روان شناسي)، پس واقعيت در اين موارد در اختيار ما نيست تا ماطبق مطالب علمي قرآن با آن روشن شود.
10. تفاوت معجزه علمي با خبر غيبي مشخص نيست؟
11. در اعجاز علمي ناتواني مخاطبان احراز نمي شود؛ چون دانشمنداني كه مطالب علمي را كشف مي كنند، رقيب قرآن مي شوند.

بررسي

به اشكال ها و شبهه هاي فوق پاسخ هايي داده شده است يا مي توان جواب هايي به آن ها داد، از جمله:
1. معجزه عملى، خارق عادت است كه از كسى كه ادعاى نبوت دارد براى اثبات صدق ادعاى او و با اذن خدا صادر مى‏شود و ديگران از آوردن مثل آن ناتوان اند. كسانى كه مى‏گويند مطالب علمى قرآن، بر اعجاز آن دلالت دارد، منظورشان اين است كه آورده شدن مطالب علمى در چهارده قرن قبل كه دانشمندان، بعد از قرن ها آن ها را از طريق علوم تجربى كشف كردند، نشان مى‏دهد كه قرآن از يك انسان معمولى صادر نشده است، بلكه از سوي خدا آمده است (تا اينجا با اشكال كننده توافق داشتيم)، پس انسان عادى نمى‏تواند مانند اين مطالب علمى را بياورد؛ نه در عصر پيامبر(ص) مى‏توانستند و نه الان كسى مى‏تواند، مطالب علمى قرن ها بعد را بيان كند. پس قرآن معجزه بوده و الان هم نسبت به مطالب علمى كه يك قرن بعد، كشف مى‏شود، معجزه است (در عين حال كه اعجاز ادبى آن هم پا بر جاست) اين كه ما از قرآن در هر زمان يك مطلب جديد به دست مى‏آوريم، خود اعجاز اين كلام را مى‏رساند و براى اثبات اعجاز قرآن (يا از سوي خدا بودن آن) به دليلى غير خودش احتياج نداريم. تورات و انجيل از سوي خدا بود، ولى اثبات صدق موسى7 و عيسى7 به وسيله تورات و انجيل نبود (پس نفس تورات و انجيل معجزه نبود؛ به خلاف قرآن)؛ بلكه اثبات تورات و انجيل (كه كلام خدا باشد)، به معجزه و دليل صدق (مثل عصاى موسى) احتياج داشت؛ همان طور كه اين معجزه اصل نبوت آنان را نيز اثبات مى‏كرد. به عبارت ديگر در مورد قرآن، معجزه و كتاب پيامبر(ص) (كلام خدا) يكى شده است؛ اما در مورد تورات و انجيل، اين دو از هم جدا مى‏شوند؛ يعنى مطالب علمى قرآن دو چيز را اثبات مى‏كند: اول معجزه بودن قرآن و دوم نزول آن از سوي خدا.
2. اعجاز علمى قرآن، در بعضى سوره‏ها براى ما آشكار شده و در بعضى سوره‏ها آشكار نشده است و روشن نشدن آن ها دليل بر نبود اعجاز علمى آن سوره‏ها نيست. از سوي ديگر كسى كه ادعا مى‏كند قرآن اعجاز علمى دارد، نمى‏گويد كه تك‏تك آيه ها و سوره‏ها اعجاز علمى دارد تا اشكال شود كه تحدّى قرآن در مورد تك‏تك سوره‏هاست و اعجاز قرآن جهات مختلف (ادبى، علمى، نبود اختلاف، قوانين عالى و...) دارد و لازم نيست هر سوره از همه جهات معجزه باشد؛ بلكه از يك جهت هم كه معجزه باشد تحدّى قرآن صحيح است.
3. اشكال سوم به همه جهات اعجاز قرآن وارد است، چون اعجاز ادبى قرآن را نيز همه انسان ها به خصوص غير عرب‏هايى كه اهل علم نيستند، نمى‏توانند تشخيص دهند؛ ولى اين دليل بى اعتبارى اعجاز ادبى يا اعجاز علمى قرآن نمى‏شود (رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج1، ص84 ـ83). از سوي ديگر تحدّي هر کس در حدّ معلومات اوست؛ اگرچه اطلاع او از اعجاز قرآن و ناتواني خويش براي هم آوردي با قرآن، با واسطه باشد؛ يعني از متخصص پرسش کند. علاوه بر اين که تحدّي قرآن براي هرگروه مخاطب، نسبت به علم و تخصص آنان است.
4. در مورد تبعيت توجه به دو نکته لازم است:
اول ـ در اعجاز علمي قرآن، علم تابع قرآن است؛ چرا که قرآن پيش گام است و مطلبي علمي را قرن ها قبل فرموده است (و به صورت نظريه علمي قرآن باقي مانده)، سپس علم آن را کشف مي کند.
دوم ـ اعجاز علمي قرآن (حتي ابعاد ديگر اعجاز، مثل اعجاز ادبي، تشريعي و معارف بلند قرآن) مستمر است و مصاديق جديدي از آن در هر عصر کشف مي شود؛ يعني مفهوم کلي اعجاز علمي و ادبي و... با يک مصداق ثابت مي شود و در هر عصري که مصداق جديدي از آن کشف مي شود، استمرار مي يابد و نو مي شود، پس اعجاز علمي قرآن يک گام از علم جلوتر است.
5. اگر معيارهاي اعجاز علمي رعايت نشود، اشکال ابطال نظريه هاي علمي و در پي آن، ابطال اعجاز علمي وارد مي شود؛ اما اگر معيارها رعايت شود، اشکال برطرف مي شود. از جمله معيارها آن است که اعجاز علمي قرآن بر اساس يافته هاي اطمينان آور علمي پايه گذاري شود؛ چون يافته هاي علوم بشري دو دسته است؛ اکثر آن ها نظريه ها و تئوري هاي علمي اند که قطعي نيستند (چه نظريه اثبات پذيري را بپذيريم يا نظريه ابطال پذيري)؛ ولي برخي از آن ها قطعي يا اطمينان آورند (ر.ک. به: رضايي اصفهاني، درآمدي بر تفسير علمي قرآن، ص 186 و 383) و شخصي که مي خواهد اعجاز علمي قرآن را ادعا کند، بايد دقت کند که نظريه هاي علمي ناپايدار را به صورت قطعي به قرآن نسبت ندهد و بر آن تحميل نکند؛ زيرا تفسير به رأي مي شود كه حرام است؛ اما اگر يافته علمي قطعي يا اطمينان آور بود و با نص يا ظاهر قرآن تطابق داشت، با فرض داشتن شرايط ديگر اعجاز علمي، مي توان تطابق آن مطلب علمي کشف شده را با آيه قرآن، اعجاز علمي دانست. لازم به يادآوري است که احتمال تغيير در مطالب اطمينان آور علوم در مورد همه دانش ها هست؛ همان گونه که در تاريخ منطق، فلسفه، فقه و... ملاحظه مي شود و اصولاً رشد علوم در سايه همين تغيير و تکامل است و اين تغييرهاي جزئي علوم، مانع استفاده از نتايج آن ها نمي شود؛ نه در تفسير و علوم قرآن و نه در علوم ديگر.
6. اعجاز علمي قرآن زيرمجموعه اخبار غيبي است. در اين گونه معجزه ها، خارق عادت اين است که مدعي معجزه خبري را قبل از ديگران و بدون استفاده از وسايل عادي بيان مي كند كه ديگران از آن اطلاع ندارند و با وسايل عادي همان عصر هم نمي توانند از آن آگاه شوند و همين ناتواني مخاطب براي اثبات اعجاز کافي است و براي نسل هاي بعدي، به نوعي خبر مي دهند که معجزه واقع شده است. براي مثال در مورد حضرت عيسي(ع) در قرآن نقل شد:
«وَرَسُولاً إِلَى‏ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِن رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى‏ بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (آل عمران/ 49)؛ «و (او را به عنوان) فرستاده‏اى به سوى بنى‏اسرائيل (= فرزندان يعقوب) قرار داده كه او به آنان مى‏گويد) كه من از طرف پروردگارتان نشانه‏اى [معجزه‏وار]، برايتان آورده‏ام؛ من از گِل براى شما [چيزى] همانند شكل پرنده مى‏سازم و در آن مى‏دمم، پس به رخصت خدا، پرنده‏اى مى‏گردد؛ و نابيناى مادر زاد و (مبتلايان به) پيس را بهبود مى‏بخشم و مردگان را به رخصت خدا زنده مى‏كنم؛ و از آنچه مى‏خوريد و آنچه در خانه‏هايتان ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم؛ كه مسلماً در اين [معجزات‏]، نشانه‏اى براى شماست، اگر مؤمن باشيد».
در اين آيه حضرت عيسي(ع) از چيزهايي که مردم در خانه ذخيره کرده يا مي خورند، خبر غيبي مي دهد؛ در حالي كه اطلاع از داخل خانه ها با وسايل عادي آن عصر ممکن نبود، ولي اين معجزه يک بار واقع شد و الآن خبر آن به ما مي رسد. معجزه علمي نيز همين ونه است.
قرآن مي فرمايد: «وَمِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّمْ تَذَكَّرُونَ» (ذاريات/ 49)؛ «و از هر چيز جفتى آفريديم، باشد كه شما متذكّر شويد». وقتي زوجيت عام موجودها در قرن بيستم ميلادي کشف شد، اعجاز علمي اثبات شد؛ اما بعد از اثبات، خبر اين معجزه به نسل هاي بعدي مي رسد و اين ماهيت اعجاز غيبي و اخبار غيبي است که اعجاز آن در تقدم زماني در خبر دادن بدون استفاده از وسايل عادي است که ديگران از آوردن مثل آن در همان عصر ناتوان اند؛ البته اعجاز قرآن با معجزه پيامبران پيشين از اين جهت متفاوت است که اعجاز قرآن جاويدان است. در مورد اعجاز علمي نيز استمرار آن، به کشف مصاديق جديدش در طول اعصار است، از اين رو اعجاز علمي تمام شدني نيست.
7ـ قرآن معجزه اي جاويدان براي همه زمان ها و مکان هاست و ابعاد اعجاز آن متعدد است و در هر عصري يک يا چند بُعد از آن جلوه گري بيشتري دارد، پس لازم نيست که همه ابعاد اعجاز قرآن در عصر پيامبر(ص) و حتي در عصر ما بُروز يابد. از سوي ديگر همان گونه که گذشت تحدّي و مبارزه طلبي قرآن، مطلق است و شامل همه ابعاد اعجاز قرآن مي گردد؛ اما نسبت به هر مخاطب، در مورد علم او تحدّي مي کند. به اهل اديان صدر اسلام مي فرمايد: اگر مي توانيد کتابي با اين فصاحت و بلاغت بياوريد و به دانشمندان عصر ما مي فرمايد: اگر مي توانيد کتابي مثل قرآن بياوريد که مطالب علمي را قبل از کشف بيان کرده باشد، پس تحدّي در کلّ قرآن (اعم از لفظ و محتوا) کافي است و همين شامل اعجاز علمي هم مي شود؛ ليکن بر اساس مخاطب و پيشرفت علمي بشر در هر عصر، بُعد جديدي از اعجاز قرآن روشن مي شود؛ همان گونه که اعجاز هاي محتوايي ديگر، مثل اعجاز تشريعي و... بعدها پيدا شدند، پس لازم نيست پيامبر يا قرآن در صدر اسلام نامي از اعجاز علمي برده باشند.
8 ـ دانشمنداني که حدس مي زنند؛
اولاً. پيش بيني مي کنند، ولي خبر قطعي از آينده نمي دهند؛ در حالي که قرآن خبر قطعي مي دهد.
ثانياً . معلوم نيست حدس دانشمندان مطابق واقع باشد؛ در حالي که اخبار غيبي قرآن مطابق واقع است. اين مطلب بارها به اثبات رسيده است. علاوه بر آن که قرآن کلام صادق الهي است.
ثالثاً. حدس هاي دانشمندان شرط معجزه را ندارد؛ چون همراه با ادعاي نبوّت و مانند آن نيست و تحدّي ندارد.
9ـ همان گونه که گذشت اعجاز علمي قرآن در حوزه علوم طبيعي به انطباق اخبار غيبي قرآن با يافته هاي اطمينان آور علوم طبيعي است؛ اما در حوزه علوم انساني اعجاز علمي قرآن:
اولاً. اعجاز به نظام هاي اقتصادي، تربيتي، سياسي و... است که استنباط پذير از قرآن است و مباني، اهداف و روش هاي آن ها بر نظام هاي ديگر برتري دارد؛ چون نگاه جامع به همه ابعاد وجودي انسان دارد و کارآمد تر است.
ثانياً. اعجاز به تحوّل تاريخي و علمي قرآن است که در جامعه جاهليت عرب به وجود آورد. تحوّلي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و تربيتي که بر اساس آن زندگي آنان را دگرگون کرد و ارتقاء بخشيد. آموزه هاي قرآن در هر جامعه ديگري هم كه اجرا شود، همين تحول را به وجود مي آورد؛ در حالي که ديگر کتاب ها نمي توانند چنين تحول علمي را ايجاد کنند.
10ـ معجزه علمي، زيرمجموعه اخبار غيبي قرآن است؛ اين که قرآن همراه با تحدّي توسط مدعي منصب الهي آورده شده است؛ اما هر گونه خبر غيبي، معجزه نيست، چون ممکن است خبر غيبي از باب کرامت باشد و نيز هرگونه خبر غيبي، خبر علمي نيست؛ بنابراين رابطه خبر غيبي و اعجاز علمي، «عموم خصوص من وجه» است.
11ـ در اعجاز علمي قرآن، ناتواني مخاطبان در آوردن مثل آن محقق شده است؛ چرا که از صدر اسلام که اخبار غيبي علمي در قرآن آمده، تا هنگامي که مطلب علمي کشف مي شود، دانشمندان علوم از آوردن مثل آن خبر غيبي عاجز بودند و بعد از کشف مطالب علمي هم، خبر اعجاز به صورت متواتر به ما مي رسد و به عبارت ديگر، ناتواني مخاطبان اعجاز در ظرف زماني انجام آن، کافي است؛ همان طور که در مورد اخبار غيبي حضرت عيسي(ع)، در مورد غذاهاي ذخيره شده و خورده شده در خانه ها، تحقق يافت (آل عمران/ 49) و بعد از آن، خبر اعجاز عيسي(ع) معتبر است. پس نقش دانشمندان کشف تطابق کتاب تشريع (قرآن) با کتاب تکوين (طبيعت) است و کشف علمي دانشمندان معجزه نيست تا رقيب قرآن باشد؛ چون بدون تحدّي و ادعاي منصب الهي است و اصولاً خبر غيبي نيست.

[ یکشنبه 1391/07/30 ] [ 16:11 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

تفسير آيات علمي قرآن گاهي به اثبات اعجاز علمي قرآن منتهي مي شود، بنابراين اعجاز علمي زيرمجموعه تفسير علمي قرآن است و مباني و ضوابط تفسير علمي بر آن حاكم مي شود و چون اعجاز علمي قرآن زيرمجموعه اعجاز قرآن است، لازم است ضوابط و معيارهاي اعجاز را نيز دارا باشد؛ بنابراين در مورد اعجاز علمي قرآن بايد موارد زير موجود باشد يا رعايت شود.
الف) مباني تفسير علمي شامل مباني عام تفسير، مثل امكان و جواز تفسير و عدم تحريف قرآن و مباني خاص تفسير علمي، مثل موارد زير:
1ـ قرآن كتاب هدايت است و نمي خواهد همه جزئيات علوم بشري را بيان كند و نبايد انتظار استخراج همه جزئيات علوم را از ظواهر قرآن داشت.
2ـ قرآن و علم رابطه اي سازگارانه دارند؛ حتي بسياري از يافته هاي اطمينان آور علمي مطابق آيات اند (ر.ك. به: رضايي اصفهاني، درآمدي بر تفسير علمي قرآن و پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ج اول).
3ـ آيات علمي در قرآن هست كه اشاره هاي اعجاز آميز علمي و خبرهاي غيبي در مورد علوم را در بردارند.
4ـ تحدّي و مبارزه جويي قرآن شامل جنبه اعجاز علمي نيز مي شود.
ب) معيارهاي تفسير علمي شامل معيارهاي عام تفسير قرآن؛ مثل اين كه از روش هاي معتبر و قرائن معتبر تفسير بهره گرفته شود و به تفسير به رأي كشيده نشود و مفسّر داراي شرايط آن را انجام دهد. (ر.ك. به: رضايي اصفهاني، منطق تفسير قرآن؛ رجبي و ديگران، روش شناسي تفسير قرآن). با ضوابط خاص تفسر علمي؛ نيز آشنا باشد، مثلاً اگر مفسّر وارد حوزه تفسير علمي و اعجاز علمي قرآن مي شود، با دو حوزه تفسير و علم مربوطه آشنا باشد و نيز از مطالب اطمينان آور يا قطعي علمي استفاده كند و از تحميل نظريه هاي علمي بر قرآن و استخراج تمام جزئيات علوم از ظواهر بپرهيزد و در پي استخدام علوم در فهم و تفسير قرآن باشد (ر.ك. به: رضايي اصفهاني، درآمدي بر تفسير علمي قرآن).
ج) ضوابط اعجاز قرآن كه شامل ضوابط عام اعجاز و ضوابط خاص اعجاز علمي مي شود؛ از ضوابط عام اعجاز، اين است كه مطلبي خارق عادت (مثل خبر از غيب) باشد كه ديگران از آوردن مثل آن ناتوان باشند و مدعي نبوت آن را آورده باشد (در اين مورد در مباحث مفهوم شناسي اعجاز مطالبي بيان شد)؛ همان طور كه قرآن را پيامبر اسلام(ص) براي اثبات نبوت خويش ارائه كرد. نيز ضوابط خاص اعجاز علمي، مثل اين كه:
1ـ مطلب علمي با ظاهر يا نص آيه سازگار باشد وگرنه تحميل بر قرآن و تفسير به رأي مي شود.
2ـ مطلب علمي قابل اطمينان يا قطعي باشد؛ نه نظريه و تئوري علمي، وگرنه صرف احتمال تفسيري است و نمي توان آن را به صورت قطعي به قرآن نسبت داد و چنين مطلبي اعجاز علمي نخواهد بود.
3ـ كسي قبل از قرآن آن مطلب علمي را نگفته باشد وگرنه شگفتي علمي قرآن مي شود؛ نه اعجاز علمي.
4ـ مردم در صدر اسلام نتوانند آن مطلب را به صورت عادي و با استفاده از ابزارهاي علمي آن عصر، كشف كنند.
5ـ صحت و درستي آن مطلب علمي بعد از قرآن اثبات شود (در اين مورد در مباحث مفهوم شناسي اعجاز علمي مطالبي بيان شد).

دکتر محمد علی رضایی اصفهانی

[ یکشنبه 1391/07/30 ] [ 16:10 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

مراد آياتى است كه بدين صورت باشد.
1. رازگويى علمى باشد؛ يعنى مطلبى علمى را كه كسي قبل از نزول آيه از آن اطلاع نداشت، بيان كند؛ به طورى كه مطلب علمى مدت ها بعد از نزول آيه كشف شود و اين مسئله علمى به گونه اي باشد كه با وسايل عادى كه بشر عصر نزول در اختيار داشت قابل اكتساب نباشد.
2. اخبار غيبى در مورد وقوع حوادث طبيعى و جريانات تاريخى باشد كه كسي هنگام نزول آيه از آن اطلاع نداشت و پس از خبردادن قرآن، طبق همان خبر واقع شود. اين خبر بايد چنان باشد كه به وسيله وسايل عادى قابل پيش بينى نباشد، پس اگر قرآن از مطلبى خبر دهد كه قبلاً در كتاب هاى آسمانى به آن اشاره شده بود يا در مراكز علمى يونان، ايران و... در لابه لاى كتاب هاى علمى و آراي دانشمندان آمده بود يا طبيعتاً يا به صورت غريزى قابل فهم بود، معجزه علمى شمرده نخواهد شد (رضايي اصفهاني، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن،ج1، ص85).
3. نظام هاي علمي قابل استنباط از قرآن مثل نظام سياسي، اقتصادي، تربيتي و... كه مثل آن عاجز باشند.
4. نقش قرآن در تحول اجتماعي، سياسي، اقتصادي و تربيتي جامعه صدر اسلام و هر جامعه اي كه قرآن در آن اجرا مي گردد، به شرط آن كه ديگران به صورت عادي از ايجاد چنين تحوّلي عاجز باشند؛ بنابراين اعجاز علمي قرآن را به دو صورت درون متني و يك صورت برون متني و در مجموع به سه گونه مي توان تصور كرد:
اول) وجود گزاره هاي علمي در قرآن كه شامل اخبار غيبي نسبت به امور طبيعي يا تاريخي باشد و بعد از مدتي كشف و اثبات شود، مثل: خبر قرآن در مورد پيروزي روميان بر ايرانيان (روم/2)، يا خبر قرآن در مورد زوجيت عام موجودات «وَمِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ»، (ذاريات/ 49).
اين گونه اعجاز علمي بيش تر به صورت تفسير ترتيبي و استخدام علوم در فهم آيات قرآن صورت مي گيرد.
دوم) استنباط نظام علمي از قرآن در يك رشته خاص كه به صورت تفسير موضوعي و استنباطي انجام مي گيرد، براي مثال نظام و مكتب اقتصادي قرآن (شامل: مباني اقتصاد ، اهداف، قلمرو، اصول، آموزه ها و...) و نيز نظام تربيتي قرآن و نظام سياسي قرآن به صورتي كه دانشمندان مكاتب مادي از آوردن مثل آن نظام عاجز باشند؛ يعني نظامي كه قرآن ارائه مي كند، كار آمد تر، جامع تر و منسجم تر است؛ به صورتي كه تمام ابعاد جسمي و روحي بشر را در بر مي گيرد و نتايج بهتري در سعادت بشر دارد.
سوم) اعجاز علمي برون متني، يعني نقش تاريخي قرآن در تحول مردم از زاويه يك علم خاص مورد نظر باشد، مثل نقش قرآن در تحول جامعه عرب جاهلي (با خصوصيات جهل و خرافه پرستي، شرك و دختركشي، انحراف هاي اخلاقي، جنگ طلبي، تعصب و...) به جامعه متمدن، در كمتر از دو قرن، يعني نقش قرآن در تحوّل تربيتي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و... در عينيت جامعه؛ به صورتي كه ديگران از آوردن مثل آن تحوّل در آن مدت كوتاه عاجز باشند. اين گونه از اعجاز علمي قرآن با مطالعه فرهنگ قرآن و فرهنگ عرب جاهلي قبل از اسلام و مطالعه تاريخ مسلمانان و تحليل تحوّل هاي فرهنگي و علمي آن ها به دست مي آيد. نكته جالب اين است كه اعجاز علمي قرآن در هر يك از سه گونه فوق، قابل طرح و بررسي است و در كتاب هايي كه در تاريخچه بحث معرفي كرديم، به اعجاز علمي اشاره شده است.
ذكر اين نكته ضروري است كه لازم نيست در زمينه هر علمي، هر سه گونه وجود داشته باشند؛ هرچند كه گونه اول (گزاره هاي علمي) بيش تر در علوم طبيعي و دو گونه ديگر، بيش تر در علوم انساني ادعا شده است و كاربرد دارد. توضيح اين كه چهار دسته آيات علمي در قرآن كريم هست كه تنها يك قسم آن اعجاز علمي است.
اول ـ اعجازهاي علمي قرآن: منظور رازگويي هاي علمي قرآن است كه در آيات به صورت روشن آمده است و در زمان نزول آيه كسي از آن اطلاع نداشت، بلكه مدت ها بعد از نزول آيه، مطلب علمي آن توسط دانشمندان كشف شد (ن.ك. به: مدخل «اعجاز علمي قرآن» از همين دانشنامه؛ رضائي اصفهاني، همان، ص85)؛ مثل اشاره عملي قرآن به نيروي جاذبه،(رعد/2 و لقمان/10)؛ حركت هاي خورشيد، (يس/ 38؛ رعد/ 2)؛ لقاح ابرها، (حجر/12)، زوجيت عام موجودات، (رعد/ 2؛ يس/ 36؛ شعراء/ 7) و مراحل خلقت انسان، (مومنون/14ـ12 و حج/5؛ غافر/ 67؛ قيامت/37ـ 39) كه بشر قرن ها بعد از نزول قرآن، به اين مطالب علمي دست يافت. از اين رو برخي مفسران قرآن اين مطالب را اعجازهاي علمي قرآن دانسته اند. ادعاهاي ديگري نيز در مورد اعجازهاي علمي قرآن شده است كه مورد نقد قرار گرفته است (ن.ك. به: مدخل «اعجاز علمي قرآن» از همين دانشنامه؛ رضايي اصفهاني، همان).
دوم ـ اشاره هاي علمي شگفت آميز قرآن: برخي آيات قرآن به مطالب علمي و قوانين جهان اشاره مي كند؛ به گونه اي كه شگفتي هر خواننده اي را بر مي انگيزد؛ اما چون اين مطالب به صورت ديدگاه هاي غيرمشهور در مراكز علمي، توسط برخي دانشمندان مطرح شده بود، اعجاز علمي قرآن شمرده نمي شود؛ بلكه نوعي مخالفت با ديدگاه ها و نظريه هاي مشهور در علوم آن عصر بشمار مي آيد كه شگفت آور است و بر عظمت علمي قرآن دلالت دارد. از جمله، اشاره هاي قرآن به حركت زمين (ن.ك. به: نمل/89 و... ؛ آيت الله مكارم، نمونه، ج15، ص 569 ـ 568، اين مطلب را از اعجازهاي علمي قرآن مي شمارد) و پيدايش حيات از آب، (ن.ك. به: نور/ 45؛ انبياء/30؛ نويسنده التمهيد (ج6، ص36) اين مطلب را از اعجازهاي علمي قرآن به شمار مي آورد) و ممنوعيت آميزش با زنان در حالت عادت ماهيانه، (ن.ك. به: بقره/ 222؛ تفسير نمونه، ج2، ص93؛ طب در قرآن، ص51 ـ50) ممنوعيت شرابخواري (ن.ك. به: مائده/ 91ـ90؛ بقره/219) و... .
سوم ـ اشاره هاي علمي انديشه ساز قرآن: آياتى كه اشاره به آسمان، زمين، انسان، حيوانات و طبيعت مى‏كند و انسان را به تفكر در آن ها فرا مي خواند و گاهى آن ها را نشانه خدا و معاد مى‏شمرد؛ ولى مطلب شگفت‏آميز يا اعجازآميزى از ظاهر آيات استفاده نمي شود، اين گونه آيات توجه انسان را به نمودهاى آفرينش زيباى الهى جلب مى‏كند و زمينه‏ رشد علمى بشر را، به ويژه در علوم تجربى، فراهم مى‏سازد، مانند: «أَفَلاَيَنظُرُونَ إِلَى‏ الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» (غاشيه/ 17)؛ «و آيا به شتر نظر نمى‏كنند كه چگونه آفريده شده است؟!».
و نيز در بين آيات 5ـ14 از سوره نحل به منافع حيوانات، نزول باران، رويش گياهان رنگارنگ، درياها و كشتى‏رانى در آن ها و فوايد غذايى و زيور آلاتى كه از آن ها به دست مى‏آيد، به عنوان نشانه‏هايى براى انديشمندان، اشاره مى‏كند كه با آن ها به آفريننده جهان پى مى‏برند و سپاسگزارى مى‏كنند (در ميان آيات 5 ـ 17 سوره نحل برخى نكات علمى شگفت‏آور نيز هست كه اين گونه مطالب به قسم بعدى ملحق مى‏شود).
چهارم ـ نظریه پردازی های علمی قرآن: (جهت دادن به مبانی علوم انسانی و موضوع سازی برای علوم) برخی اشارات علمی در قرآن هست که هنوز به صورت پیش گويی های علمی باقی مانده اند و توسط علوم تجربی اثبات یا نفی نشده اند؛ بلکه دورنمای مثبتی برای آن ها وجود دارد که می توان این دیدگاه های قرآنی را در هر علم به صورت حقایق قرآنی و نظریه های علمی قرآن ارائه کرد، مانند گسترش جهان در کیهان شناسی («وَالسَّماءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ»؛ (ذاریات/47) موجودات زنده در آسمان ها («وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ» (شوری/29) و نمونه های دیگر. هم چنين در بسیاری از آیات قرآن از مبانی، اصول و قوانین سیاست، اقتصاد، مدیریت و... ياد شده است که می توان در نظام سازی و جهت دهی به علوم انسانی از آن ها استفاده کرد. برای مثال از جریان طالوت «وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ»؛ (بقره/ 247) و داستان یوسف «إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ» (یوسف/ 55) و موارد مشابه آن می توان شرایط مدیر را از قرآن استنباط کرد، مثلاً نظریه اقتصاد بدون ربا را مي توان براساس آیات نفی ربا مطرح کرد.

دکتر محمد علی رضایی اصفهانی

[ یکشنبه 1391/07/30 ] [ 16:9 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

در اين مورد نظريه‏هاى متفاوتى از زمان هاى قديم مطرح بوده است. اين نظريه‏ها را مى‏توان در يازده بخش خلاصه كرد. ما آن ها را ذكر و به مهم ترين نكات هر ديدگاه اشاره مى‏كنيم؛ با اين يادآوري كه اگر يك نفر در مورد چند ديدگاه نظر مثبت دارد، نام او را در همه موارد ذكر مى‏كنيم.
اول) فصاحت و بلاغت: يعنى قرآن يك معجزه ادبى است؛ به طورى كه فصيح بودن آن در حد اعلاى فصاحت است و بليغ و رسا بودن آن نيز كامل است؛ به طورى كه هيچ شعر، خطبه و كلام عربى ـ قبل و بعد اسلام ـ به پايه آن نمي رسد [2].
دوم) سبك و نظم خاص قرآن: هر چند قرآن از حروف و كلمات معمولى زبان عرب تشكيل شده است؛ اما نظم خاص و تأليف منحصر به فرد آن در تركيب هاي كلامى اش معجزه است؛ يعنى سبك خاص آن نه شعر و نه نظم است؛ بلكه كلامى ويژه و تقليدناپذير است؛ زيرا خداوند از همه حروف، كلمات و تركيبات آگاهى دارد و بهترين آن ها را انتخاب كرده است؛ ولى ما نه علم كامل الهى را داريم و نه قدرت او را؛ لذا نمى‏توانيم مثل او سخنى بگوييم [3].
سوم) بروز شيرينى و جذبه خاص يا موسيقى خاص قرآن با روحانيت قرآن: تأثير شگرف قرآن در قلوب مردم از همان اوايل بعثت واضح بود؛ به طورى كه مشركان عرب، مردم را از گوش دادن به آن منع مى‏كردند تا جذب كلام الهى نشوند و شيرينى آن را نچشند. از اين مطلب، امروزه گاهى با عنوان «موسيقى قرآن» ياد مى‏شود و برخى از متأخران مصر و ايران به آن تمايل دارند و مى‏گويند: اين جنبه از قرآن معجزه است و ديگران از آوردن كلامى كه چنين تأثيرى داشته باشد، عاجزند [4].
چهارم) بُروز معارف عالى الهى قرآن از يك فرد امّى: وقتى معارف قرآن در زمينه توحيد و صفات خدا با ديگر كتاب هاى آسمانى و سخنان فلاسفه و حكما مقايسه مى‏شود، متوجه مى‏شويم كه قرآن چيز ديگرى است؛ به گونه اي كه عقل‏ها را متحير مى‏نمايد و ديگران از آوردن معارفى مثل آن عاجزند. اين در حالى است كه همه اين معارف توسط يك فرد امّى (بى‏سواد) بيان شده است. گوينده اين سخن آيت الله خويى‏; است (خويي، البيان فى تفسيرالقرآن، المقدمه، ص 91 ـ 43؛ معرفت، التمهيد، ج 4، ص 135).
پنجم) قوانين محكم قرآن: نظام قانون گذارى قرآن چنان متانت و استوارى دارد كه هيچ كس نمي تواند مثل آن را بياورد. انسان‏ها هر قانونى كه مى‏گذارند، اشكال ها و سستى آن پس از چندي آشكار مى‏شود و خود ناچار به تغيير آن مى‏شوند. براى مثال قرآن به نظام عدل و قسط، برادرى و علم دعوت مى‏كند و در جايى كه به آخرت مى‏پردازد، دنيا را هم فراموش نمى‏كند. گوينده اين سخن نيز آيت الله خوئى; است (همو).
ششم) برهان‏هاى عالى قرآن: قرآن كريم وقتى از توحيد، معاد و نبوت ياد مى‏كند، چنان استوار و بر اساس قوانين صحيح فكر (منطق) سخن مى‏گويد كه گويى پيامبر اسلام(ص) ده‏ها سال منطق و فلسفه خوانده است؛ در حالى كه او فردي امّى بود و اين اعجاز قرآن را مى‏رساند؛ چرا كه هيچ فرد امّى نمى‏تواند اين گونه سخن بگويد. شيخ محمد جواد بلاغى صاحب تفسير آلاء الرحمن از قائلان اين سخن است (التمهيد، ج4، ص 133).
هفتم) خبرهاى غيبى از گذشته و آينده: قرآن در موارد متعددى از اقوام گذشته سخن مي گويد كه اثرى از آن ها نمانده بود؛ مثل قوم لوط و عاد و ثمود و... . اكتشافات بعدى باستان شناسان هم اين مسائل را اثبات مى‏كند. قرآن در مواردى هم از مسائل آينده سخن مى‏راند، مثل پيش بينى شكست ايران از روم كه به وقوع پيوست. اين اخبار غيبى است كه بشر عادى از آوردن مثل آن ناتوان است. [5]
هشتم) اسرار خلقت در قرآن (اعجاز علمى): يكى از ابعاد اعجاز قرآن كه در چند قرن اخير ظاهر شد و بسيارى از متخصصان علوم را به شگفتى وا داشت و برخى صاحب نظران علوم قرآن بدان تصريح كردند، گزاره‏هاى قرآن در مورد مسايل علمى (مثل: زوجيت گياهان، حركت خورشيد و زمين) است؛ در حالى كه انسان ها تا قرن‏ها بعد از نزول قرآن، بدان مطالب دسترسى نداشتند يا به نظريه بطلميوسى معتقد بودند كه بر خلاف آن هاست (خويي، البيان في تفسيرالقرآن، ص 91 ـ 43).
تذكر: شايد بتوانيم ديدگاه هفتم و هشتم را زير عنوان «اعجاز علمي قرآن» جمع كنيم. اين مورد را در ادامه مقاله بررسي خواهيم كرد.
نهم) استقامت بيان (نبود اختلاف در قرآن): قرآن طى بيست و سه سال در شرايط مختلف، مانند جنگ، صلح، سفر و... بر پيامبر(ص) نازل شد؛ با اين حال اختلاف و تناقضى در بيانات آن وجود ندارد؛ در حالى كه اگر يك نويسنده طى چند سال مشغول نوشتن باشد؛ گاهى تناقض هايي در ابتدا، انتها يا اثناي مطالب او به چشم مى‏خورد. اين مطلب اعجاز قرآن را مى‏رساند و نشان مي دهد كه هيچ انسانى نمى‏تواند مثل قرآن سخن گويد. از جمله كسانى كه اين نظريه را پذيرفته‏اند آيت الله خويى; است (البيان، ص91ـ43).
شيخ محمد جواد بلاغى نيز قبل از ايشان اين ديدگاه را ارائه كرده است (معرفت، التمهيد، ج4، ص133).
دهم) ايجاد انقلاب اجتماعى: يكي از صاحب نظران مي گويند اعجاز قرآن كريم اين است كه تغييري عظيم و جدّى و انقلابي بزرگ در حيات انسان به وجود آورد كه با قوانين عادى و تجربى بشر در اجتماع و سنن تاريخى سازگار نيست. وي براي نمونه وضع اجتماع اعراب جزيرة العرب را مثال مى‏زند كه قبل از اسلام با تمدن و مدنيت آشنا نبودند؛ ولى كتابى مثل قرآن از آن جا برخاست. هر كتاب آيينه فرهنگ و علم جامعه خويش است؛ اما قرآن كريم بر خلاف قوانين طبيعى و اجتماعى به وجود آمد و توانست جامعه عرب را صاحب فرهنگ و تمدن جديدى كند (حكيم، علوم قرآن، ص130ـ129). ايشان برخى مقالات شهيد صدر را به صورت كامل در متن كتاب آورده است و اين مطلب از آن مقالات است.
يازدهم) صرفه: برخى معتقدند كه اعجاز قرآن از آن جهت است كه خداوند اجازه نمى‏دهد كسى مثل قرآن را بياورد، يعنى قدرت را از مخالفان سلب مى‏كند؛ البته اين نظريه به سه صورت تصوير شده است (معرفت، همان، ج4، ص141).
اول ـ خداوند انگيزه افراد مخالف قرآن را سلب مي كند.
دوم ـ خداوند علوم لازم آن ها را سلب مي كند.
سوم ـ با اين كه قصد مخالفت دارند و قدرت برآوردن مثل قرآن دارند؛ اما خدا جلوى آن ها را به اجبار مى‏گيرد. جواب‏هاى متعددى به اين ديدگاه داده شده است (ر.ك. به: معرفت، همان، ص 152) و اساتيد و صاحب نظران علوم قرآن معمولاً اين ديدگاه را نمى‏پزيرند [6].
دوازدهم) همه اين جهات (مگر صرفه) از اعجاز قرآن است: اين ديدگاه طرف دارانى بين قرآن پژوهان و مفسران داشته است، از جمله علامه طباطبايى; كه معتقد است:
تمام ابعاد قرآن معجزه است؛ ولى اين ابعاد با اختلاف مخاطبان متفاوت است. براى مثال قرآن معجزه ادبى براى اديبان، معجزه سياسى براى اهل سياست، معجزه در حكمت براى حكيمان و... است. بنابر اين نظريه اعجاز قرآن شامل همه افراد، همه زمان ها و همه حالت ها مى‏شود (طباطبايي، همان، ج1، ص67ـ 57؛ معرفت، همان، ج4، ص23 و ص134).
شيخ محمد جواد بلاغى نيز بر آن است كه: براى اعراب و بقيه مردم، ابعاد ديگر اعجاز (مثل اسرار غيبى و...) وجود دارد (معرفت، همان، ج4، ص180).
آيت الله معرفت معتقد است كه اگرچه ظاهر قرآن اين است كه (با توجه به تبحّر مردم عرب صدر اسلام در علوم ادبى) اعجاز قرآن از جنبه فصاحت و بلاغت است؛ اما در دوره‏هاى بعد كه خطاب عمومى شد و همه بشريت را فرا گرفت، تحدّى قرآن هم با همه ابعاد بُروز مي كند و منحصر در فصاحت و بلاغت نمي ماند (همو، ص 23). آيت الله خويى; نيز همه اين ابعاد را نشانه اعجاز قرآن مى‏داند؛ اما آن را منحصر به مخاطبان عرب يا عجم و يا اهل فن و علم خاص نمى‏كند (البيان، ص91 ـ 43).

نتيجه‏

بنابرآن چه گذشت، اعجاز قرآن ابعاد متعددى (مثل: فصاحت، بلاغت، محتوا، اخبار غيبى و...) دارد و جهت تحدّى و مبارزه‏طلبى قرآن همه وجوه اعجاز قرآن (غير از صرفه كه باطل است)مي باشد؛ البته جهات اعجاز قرآن نسبت به مخاطبان مختلف، متفاوت است و قرآن هر كسى را بر اساس تخصص و استعدادش به مبارزه مى‏طلبد؛ هر چند اعجاز قرآن و تحدّى آن شامل همه زمان ها مى‏گردد و همين كه در طول چهارده قرن كسى نتوانسته است مثل قرآن را بياورد، اعجاز قرآن و حقانيت و صداقت پيامبر اسلام(ص) ثابت مى‏شود.

دکتر محمد علی رضایی اصفهانی

[ یکشنبه 1391/07/30 ] [ 16:8 ] [ محمد نظیر عرفانی ]


داستانهای تاریخی قرآن یك شاهكار هستند و حقایق تاریخ را بدون اینكه دستخوش تحریفی شده باشند خردمندانه بیان می‌كندو ما را از افسانه‌های دروغین تاریخ درامان می‌دارد.
قرآن

در این مورد به مثالی در مورد حضرت داوود در قرآن و تورات اشاره می‌كنیم:

در قرآن آمده است كه حضرت داوود به قضاوت در میان مردم زمان خود معروف بودند اما در موردی خداوند ایشان را آزمایش كردند و هنگامی كه دو نفر متخاصم جهت قضاوت پیش او آمدند او عجول شد و بدون اینكه حرف دوم را بشنود حكم را به نفع نفر اول صادر نمود و اینجا بود كه این آیه نازل شد كه :

«یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّكَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ »23 ؛ ای داوود ما در زمین تو را جانشین قرار دادیم پس میان مردم به حق حكم ران و از هوس پیروی مكن كه از راه خدا گمراهت كند.

و این آیه نشان می‌دهد كه لغزش داوود در طرز رأی دادن و قضاوتش بوده نه چیز دیگر.

اما در تورات اینچنین آمده كه داوود هنگامی كه در اورشلیم بود از پشت بام زنی را برهنه می‌بیند كه مشغول شست و شوی خویش است و عاشق او شده و با او همبستر می‌گردد و او از داوود حامله می‌شود . داوود دستور می‌دهد شوهر این زن را كه از افسران پاك نیت لشكر او بوده دور از او در جایی خطرناك بگمارند تا داوود بتواند همسر او را تصاحب كند و این كار از نظر خداوند ناپسند آمده است.

و بسیاری از داستانهای دیگر كه تناقص آنها در تورات و انجیل با قرآن دیده می‌شود. در حالی كه به اعتقاد ما و طبق آیات قرآنی پیامبران، معصوم و این اعمال با مقام نبوت سازگار نیست.

 

[ پنجشنبه 1391/03/18 ] [ 12:34 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

قرآن كريم در آيهء (40) سورهء مباركهء يس در بارهء خورشيد و ماه مي‌گويد:

وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ : هر كدام آنها در سپهري شناور اند

انسان عصر قديم، حركت ستارگان را مشاهده مي‌كرد و مي‌ديد كه اين موجودات آسماني، در زمان معيني از يكديگر فاصله گرفته يا به همديگر نزديك مي‌شوند. از اين روي، تعبير قرآني فوق الذكر براي خورشيد و ماه، هيچ تعجب يا استبعادي را در ميان مخاطبانش بر نمي‌انگيخت.

اما ره‌آوردهاي علمي جديد، به اين تعبيرات جامهء نويني پوشانده و ابعاد و اعماق جديدي را بر آن افزود. چه آنگونه كه مشاهدات و مطالعات جديد علمي نشان دادند، قرآن نه فقط براي حركت اين اجرام آسماني تعبيرات دقيقي را به كار گرفته است، بلكه حتي با اين تعبيرات، كليدهاي اصلي بحث‌هاي نجومي و نجومي را نيز در اختياز دانش نوين بشري قرار داده است.

طوري كه همه مي‌دانيم، قرآن كريم در زماني نازل گرديد كه علم نجوم به حقايق مطرح شده در قرآن به اين ارتباط، دسترسي پيدا نكرده بود، بلكه بررسیهاي علماي نجوم چندين قرن پس از نزول قرآن ادامه يافت تا سرانجام با اختراع آلات و ابزاري چون رصدخانه‌ها و تلسكوبها، بشر به يافته‌هاي جديدي از دانش نجومي دست پيدا كرد و آنگاه به همان‌ جايي رسيد كه قرآن كريم قرنها قبل از آن مطرح كرده بود.

هنگامي كه گاليله در سال 1609م به اختراع تلسكوبي موفق گرديد كه مي‌توانست اجسام واقع‌ شده در فاصله‌هاي دور را سي بار و سطح آنها را هزار بار به ساحهء ديد انسان نزديكتر سازد، درست در اين زمان بود كه دانش نجوم امكان علمي آن را يافت كه به پاره‌يي از حقايق مهم در اين زمينه دست پيدا نمايد و از جمله به اين حقيقت كه خورشيد بر مدار خاص خود شناور است. چه با ترصد خورشيد به وسيلهء اين تلسكوب، وجود مناطق سياهي در كرهء فوق الذكر به مشاهده رسيد كه این مناطق از يك كنارهء قرص خورشيد به كنارهء ديگر آن در حال انتقال و حركت بوده، سپس به مدت دو هفته كاملاً ناپديد مي گرديدند و باز مجدداً ظاهر مي‌شدند. گاليله از طريق اين مشاهدات، به اين نتيجه دست يافت كه خورشيد بر مدار خود حركت دوراني دارد. با ترصد سيارات ديگر نيز ثابت شد كه زمين نيز داراي حركت دوراني است و آنگونه كه قبلاً پنداشته مي‌شد ساكن و بي حركت نمي­باشد. به همين ترتيب ديري نگذشت كه حركت دوراني هر يك از خورشيد و ماه در مدارهاي مخصوص آنها نيز ثابت گرديد و بر مبناي اين رهيافتها اين حقيقت که هرگز متصور نيست تا خورشيد بتواند مهتاب را دريافته و خود را به آن برساند، به اثبات رسيد.

پس چرا نبايد به اعجاز علمي قرآن كريم باور كنيم، در حالي كه حدود 1039 سال قبل از آنکه گاليلهو همكارانش به اين نتايج نجومي دست پيدا كنند، قرآن كريم در آيهء 40  از سورهء مباركهء يس به صراحت بيان كرد كه:

لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي نجوم يَسْبَحُونَ : نه در گردش منظم عالم، خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد و نه شب بر روز سبقت مي‌گيرد و هر يك در مدار معيني در فضاي بي‌پايان شناورند.

چنانکه قرآن يك‌هزار و چهارصد سال قبل، نه فقط در يك آيه، بلكه در آيات عديده‌اي كه بعداً روي آنها مروري خواهيم داشت، حركت دوراني منظم زمين را نيز به اثبات رساند.

[ شنبه 1391/02/09 ] [ 9:20 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

قرآن کتاب هدایت بشر و منشأ بسیاری از علوم است. مطالب علمی آن انسان را به تفکر وا می­دارد. اشاره­ی برخی آیات به پیدایش آتش از درخت سبز، مجاورت آب­های شیرین و شور بدون اختلاط، شکل پذیری آهن در دست حضرت داوود7، پیوستگی زمین و آسمان و جدا شدن آن­ها از یکدیگر، توجه دادن به رقیق شدن هوا و کمبود اکسیژن در لایه­های بالای جو، بر شمردن منفعت و ضرر برخی مواد و چگونگی استفاده از آن­ها و بیان احکام حلیت و حرمت که می­تواند انسان را به سوی تحقیق علمی راهنما باشد، این حقیقت را آشکار می­سازد که اگرچه قرآن؛ کتاب فیزیک و شیمی و ... نیست، بلکه به منظور هدایت و تربیت بشر نازل شده است، اما در عصری که جاهلیت بر جهان سایه افکنده بود و دانشمندان به جرم دانستن و بیان عقاید خود در دادگاه­های تفتیش عقاید محاکمه و سوزانده می­شدند، قرآن کریم با روشن­گری­های علمی خود به تکریم جایگاه علم و تفکر پرداخت و بشر را در عرصه­ی مبارزه با جهل و ظلمت رهبری نمود.

خداوند در آیات مختلف از میان عناصر گوناگون، فواید فلز آهن را بر می­شمرد؛ زیرا هیچ یک به اندازه آن در حیات بشر اهمیت ندارد. تجمع آهن در مرکز ستارگان باعث انفجار آن­ها می­شود، نتیجه این رخداد پراکندگی اتم­های بسیار مهم در سطح کیهان است. نیروی جاذبه نیز باعث تجمع اتم­های آهن به سمت مرکز زمین و سبب گرمایش مرکز آن و ایجاد فعل انفعال و ترکیب­های شیمیایی در آن می­گردد.([1])

همچنین آهن در هموگلوبین خون و متابولیسم اکسایشی نقش اساسی دارد.([2])

آیه 25 سوره حدید درباره­ی آهن سخن می­گوید. این آیه دارای دو کد ریاضی جالب است. الحدید شماره سوره 57 قرآن کریم، و نیز جمع حروف ابجد کلمه الحدید 57 است. جمع حروف ابجد حدید به تنهایی 26 و عدد اتمی آهن نیز 26 است.([3])

همچنین خداوند در آیه 80 سوره یس می­فرماید: همو که برایتان در درخت سبزفام اخگر نهاد که از آن [چون نیازتان افتد] آتش می­افروزید.

دانش امروزی می­گوید: گیاهان با استفاده از CO2، H2O و نور خورشید، در یک فرایند شیمیایی سلولز و اکسیژن تولید می­کنند. بنابراین هنگام تشکیل چوب درختان (سلولز) مقداری از انرژی تابشی نور خورشید به صورت انرژی شیمیایی در آن­ها ذخیره می­شود و زمانی که چوب را می­سوزانیم CO2، H2O و مقداری مواد معدنی تولید می­گردد؛ به گونه­ای که جرم مواد حاصل با جرم مواد اولیه برابری دارد (قانون بقای ماده)، و انرژی شیمیایی ذخیره در آن به صورت گرما و نور آزاد می­شود بدون آن­که ذره­ای از این انرژی کاسته شود. از این امر به عنوان رستاخیز انرژی (قانون بقای انرژی) نام برده می­شود.([4])

در چهارده قرن گذشته، هنگام نزول این آیه، مفهوم فوق بر توده­ی مردم پوشیده بود؛ همان­گونه که شاید برخی موارد را بشر امروزی نیافته باشد؛ اگرچه آیندگان خواهند توانست از این هم فراتر رفته و درک عمیق­تری از آیه داشته باشند. آیه 30 سوره­ی انبیا از پیوستگی آسمان­ها و زمین و گشایش آن­ها از یکدیگر و از آب به عنوان مایه حیات بحث نموده است. پیرامون پیوستگی و جدایی زمین و آسمان­ها دو تفسیر وجود دارد:

1. به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت دارد. براساس نظر دانشمندان، مجموعه­ی این جهان به صورت توده­ی واحد عظیمی از بخار سوزان بوده که به تدریج در اثر انفجارهای درونی و حرکت، تجزیه گشته و کوکب­ها و ستاره­ها؛ از جمله منظومه­ی شمسی و کره­ی زمین را به وجود آورده است و پس از آن نیز جهان در حال گسترش است.

2. منظور از پیوستگی، یکنواخت بودن مواد جهان است؛ به گونه­ای که ابتدا همه در هم فرو رفته بود و به صورت ماده­ی واحد خودنمایی می­کرد، اما با گذشت زمان، مواد از یکدیگر جدا شد، و ترکیبات جدیدی به وجود آمد.

آسمان، جو فراگرد زمین است، که صدها کیلومتر ضخامت دارد. این غشای به ظاهر لطیف که از هوا و گازهای مختلف تشکیل شده به قدری محکم و مقاوم است که هر موجود مزاحم خارج از این جو که به سوی زمین حرکت کند را نابود می­سازد، و کره­ی زمین را در برابر بمباران شبانه­روزی شهاب سنگ­ها حفظ می­کند.

فرانک آلن استاد فیزیک زیستی از دانشگاه کانادا، در این زمینه می­نویسد: جوی که از گازهای نگهبان زندگی بر سطح زمین تشکیل شده آن اندازه ضخامت دارد که می­تواند همچون زره، زمین را از شدت مجموعه­ی مرگبار 20 میلیون سنگ­ آسمانی در روز که با سرعت 50 کیلومتر در ثانیه به آن برخورد می­کند، در امان نگه­دارد.

همچنین اشعه فرابنفش قدرت جذب نور خورشید را دارد و تا میزانی که برای رشد و نمو موجودات زنده لازم و ضروری است، آن را عبور می­دهد.

جو زمین درجه حرارت سطح زمین را متناسب با شرایط زیستی تنظیم می­کند و بخار آب لازم را از سطح اقیانوس­ها به سوی خشکی­ انتقال می­دهد، که اگر چنین نبود، تمامی قاره­ها به کویری خشک و غیر قابل زیست تبدیل می­گردید.([5])

در ادامه آیه 30 سوره انبیا خداوند می­فرماید: آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمان­ها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده­ای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم] ایمان نمی­آورند؟.

دانشمندان، امروز معتقدند که نخستین جوانه­ی حیات در اعماق دریا پیدا شده است.([6]) فراتر از این­ها می­توان آب را مظهر طهارت معنوی دانست که جان را جلا می­بخشد و روح را برای صعود و حضور در پیشگاه پروردگار متعال آماده می­سازد. ([7])

حدود 75% سطح زمین را آب دریا و اقیانوس در برگرفته که منبع عظیمی از مواد شیمیایی با ارزش و راهوار گسترده­ای برای حمل و نقل کالاهاست. مزید بر این، نزول باران، تعدیل هوا و نیز بخشی از وزش بادها از برکات دریاست؛ از این­رو قرآن بارها با تعبیرهای مختلف انسان را متوجه این نعمت کرده و او را به اندیشه واداشته است. دریا، دیار عجایب است که قرآن نیز به صراحت از آن یاد می­کند.([8])

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ([9])؛ دو دریا را [به گونه­ای] روان کرد [که] با هم برخورد کنند. ? میان آن دو، حدّ فاصلی است که به هم تجاوز نمی­کنند.

با جاری شدن رودخانه­های عظیم آب شیرین به دریا و اقیانوس، آب شور عقب رانده می­شود. این دو آب (شور و شیرین) به خاطر تفاوت غلظت با یکدیگر آمیخته نمی­شود، بلکه به گفته­ی دانشمندان، دیوار­ی جداکننده­ بین این دو فاز ایجاد می­گردد. در فصل مشترک این دو فاز به علت تغییر غلظت، PHو دما، بسیاری از آبزیان ریز دریایی از بین رفته و غذای کافی برای تغذیه­ی ماهیان فراهم می­شود. این منطقه یکی از مناسب­ترین صیدگاه­های ماهی است. ([10]) صحنه­ی شگفت و جالب این است که هنگام مد، آب دریا بالا می­آید و آب­های شیرین بی آن­که با آب شور مخلوط گردد به عقب رانده می­شود و بخش زیادی از خشکی را فرا می­گیرد؛ از این­رو ساحل نشینان با مهار کردن آب­های شیرین و حفر نهر در منطقه ساحلی زمین­های کشاورزی را آبیاری می­کنند.([11])

از زمان امکان به پرواز در آمدن انسان، دانشمندان به این پدیده­ی طبیعی پی بردند که طبقه­های بالای فضا با کمبود اکسیژن مواجه است و هرچه انسان بالاتر می­رود تنفس دشوار­تر می­گردد؛ تا جایی که بدون استفاده از ماسک اکسیژن حیات غیر ممکن است.([12]) قرآن کریم چهارده قرن گذشته به این موضوع علمی اشاره کرده است: پس کسی را که خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام می­گشاید؛ و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ می­گرداند؛ چنان­که گویی به زحمت در آسمان بالا می­رود؛ این گونه، خدا، پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی­آورند قرار می­دهد.([13])

آیه 219 سوره بقره از منفعت و زیان­ شراب بحث می­کند و بر ضررهای آن تأکید می­نماید. درآمد حاصل از فروش شراب و برخی منفعت­های زودگذر خیالی؛ همچون غفلت از همّ و غم دنیا، در برابر زیان­های بسیار، ناچیز است.([14])

برای پی بردن به اثرهای نامطلوب شراب، ساختار شیمیایی آن را مورد بررسی قرار می­دهیم:

شراب نوعی نوشابه الکلی است که از تخمیر آب انگور، یا خرما حاصل می­شود. میزان الکل­های سنگین در یک لیتر شراب 400 میلی­گرم، متانول 38 تا 113 میلی­گرم، سرب 04/0 میلی گرم، استالدیید 30 تا 160 میلی­گرم، مس 5 میلی گرم، ارسینیک 01/0 میلی گرم، سیانور، یا سیانید به حالت آزاد 5/4 و به حالت فرو 5/8 و به حالت آلی 1/1 میلی گرم است.

مواد الکلی با سرعت، جذب بدن شده و وارد خون می­گردد، و نه تنها عقل و سلسله اعصاب را به ویرانی می­کشد، بلکه بر تمام دستگاه­های بدن انسان؛ به ویژه قلب و عروق، معده و کلیه و کبد، اثر مخرب و انکار نشدنی دارد. بدیهی است، که هیچ انسان عاقلی به خاطر منفعت کم، تن به زیان­های فراوان و جبران نشدنی نمی­دهد.([15])

نتیجه­گیری:

اگرچه بیان مطالب علمی در قرآن گویای اعجاز این کتاب آسمانی است، اما هدف اصلی و عمده قرآن نیست.

گاه آیات علمی در قرآن، نشان از اهمیت آن مطلب دارد. دانشمندان تاکنون توانسته­اند پرده از برخی اسرار خلقت برداشته و انسان را در اعجاب عمیق فرو برند؛ آن­چنان که ترنّم ستایش عظمت و قدرت پروردگار، بی­ اختیار بر زبان جاری گردد، اما پی بردن و فهم کامل قدرت لایزال الهی، از بشر ساخته نیست.

پی­نوشت:

[1]. علی زمانی قمشه­ای، هیئت و نجوم اسلامی، ج 1.

[2]. تیمور زمان نژاد، خون، ترجمه، انتشارات فاطمی، بهار 1372.

[3]. www.schbeheshtiq.blogfa.com.

[4]. پرویز تاریخی، انرژی خورشیدی و اسماعیل سعادت، انرژی.

[5] . احمد معتمد، زمین­شناسی عمومی.

[6] . مقدم آقا پور، شیمی دریا.

[7] . سیدعلی حسینی، طبیعت و کشاورزی از دیدگاه اسلام.

[8]. تفسیر نمونه، ج 2، 5 ، 13، 18، 23.

[9] . الرّحمن (55) : 19 و 20.

[10]. همان، شیمی دریا.

[11]. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، 5 ، 13، 18، 23.

[12]. احمد خواجه نصیر طوسی، اتمسفر.

[13]. الأنعام (6) : 125.

[14]. تفسیر نمونه، ج 2، 5 ، 13، 18، 23.

[15]. مقدم آقاپور، شناخت الکل از نگاه علمی، اجتماعی، اقتصادی.

[ جمعه 1390/12/12 ] [ 23:45 ] [ محمد نظیر عرفانی ]

1. ملخ:« يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» (قمر / 7) همچون ملخهاي پراكنده از قبرها خارج مي‌شوند.

2. زنبورعسل:« وَ أَوْحي رَبُّكَ إِلَي النَّحْلِ » (نحل / 68) و پروردگار تو به زنبورعسل وحي (الهام غريزي) نمود.
3. مگس:« إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً» (حج/73) كساني را كه غير از خدا مي‌خوانيد،هرگز نمي‌توانند مگسي بيافرينند.

4. پشه:« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها » (بقره / 26) خداوند از اينكه (به موجودات ظاهرا كوچكي مانند) پشه و حتي كمتر از آن، مثال بزند شرم نمي‌كند.

5. مورچه‌« قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » (نمل / 18) مورچه‌اي گفت: به لانه‌هاي خود برويد.
6. موريانه:« ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ » (سبا / 14) كسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر موريانه كه عصاي او را مي‌خورد.

7. عنكبوت:« إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ » (عنكبوت / 41) سست‌ترين خانه‌ها، خانه عنكبوت است.

8. پروانه:« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » (قارعه / 4) روزي كه مردم مانند پروانه‌هاي پراكنده خواهند بود.
[ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ 23:44 ] [ محمد نظیر عرفانی ]
قرآن كريم مي فرمايد: "وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الانْعَـمِ لَعِبْرَة;(نحل،66) در وجود چهارپايان، براي شما (درس هاي) عبرتي است: از درون شكم آن ها، از ميان غذاهاي هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مي نوشانيم"; سپس درباره زنبور عسل مي فرمايد: "إِنَّ فِي ذَ لِكَ لايَةً لِّقَوْم يَتَفَكَّرُونَ;(نحل،69) به يقين در اين امر، نشانه روشني است براي جمعيتي كه مي انديشند".
حيوانات داراي فوايد و شگفتي هاي فراواني هستند كه مطالعه، انديشيدن و تفكر درباره آن ها از جهات مختلفي براي انسان مفيد است، از آن جمله:
1. انسان از شگفتي هاي آفرينش حيوانات آگاه مي شود و از آن پي به يگانگي خداوند برده، شناختش نسبت به پروردگار و قدرت و حكمت بي منتهايش بيشتر مي گردد، و مي فهمد كه خداوند از خلقت آن ها هدفي داشته است. چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: "أَفَلا يَنظُرُونَ إِلَي الابِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ;(غاشيه،17) آيا آنان به شتر نمي نگرند كه چگونه آفريده شده است؟!"، "إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الارْضِ...وَ بَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّة وَ...لايَـت لِّقَوْم يَعْقِلُونَ;(بقره،164); در آفرينش اسمان ها و زمين، و... و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و...، نشانه هايي است (از ذات پاك خداوند و يگانگي او) براي مردمي كه عقل دارند و مي انديشند".
2. مطالعه درباره حيوانات باعث مي شود تا انسان با منافع و فايده هاي حيوانات بيشتر آشنا شود و از آن ها بهتر استفاده و بهره برداري نمايد; و اين باعث برانگيخته شدن و تقويت حسّ شكرگزاري در انسان خواهد شد; چنان كه قرآن كريم بعد از بيان برخي از منافع حيوانات مي فرمايد: "كَذَ لِكَ سَخَّرْنَـهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ; (حج،36) اين گونه ما آن ها را مسخرتان ساختيم، تا شكر خدا را به جا آوريد." در جايي ديگر نيز مي فرمايد: "وَ لَهُمْ فِيهَا مَنَـفِعُ وَ مَشَارِبُ أَفَلا يَشْكُرُونَ;(يس،73) و براي آنان بهره هاي ديگري در آن (حيوانات) است و نوشيدني هايي گوارا; آيا با اين حال شكرگزاري نمي كنند؟!"
3. حيوانات داراي اطلاعات و دانسته هاي غريزي هستند كه انسان مي تواند از آن ها ياد بگيريد; چنان كه قابيل كيفيت دفن كردن جسد مرده را از كلاغ آموخت. (1) بسياري از پيشرفت هاي علمي بشر نيز بر اثر مطالعه درباره آفرينش و زندگي حيوانات بوده است.
4. خداوند درباره انسان مي فرمايد: "وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي ءَادَمَ...وَ رَزَقْنَـهُم مِّنَ الطَّيِّبَـت...;(اسراء،70) ما آدميزاد را گرامي داشتيم...و از انواع روزي هاي پاكيزه به آنان روزي داديم; و آن ها را بر بسياري از موجوداتي كه خلق كرديم، برتري بخشيديم"
*********

[ پنجشنبه 1390/11/20 ] [ 23:45 ] [ محمد نظیر عرفانی ]
رئیس گروه تحقیقاتی ژاپنی بعد از اینکه مطمئن شدند قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان نتیجه ی پژوهش آنها را بیان کرده است اسلام آورد

دکتر طه ابراهیم خلیفه، استاد بخش گیاهان داروئی دانشگاه الأزهر مصر و رئیس قبلی این دانشگاه در مورد ماده ی متالویثوندز می گوید :

این ماده ایست که مخ انسان و حیوانات دیگر به میزان بسیار کمی ترشح می کنند. این ماده ی پروتئینی دارای گوگردی می باشد که به راحتی می تواند با روی ، آهن و فسفر مخلوط گردد. این ماده برای زنده ماندن انسان بسیار مهم می باشد. ( کاهش کولسترول – جنبه ی غذائی – تقویت قلب و تنظیم تنفّس )

ترشح این ماده از مخ انسان بعد از سن 15 سالگی تا سن 35 سالگی افزایش می یابد. و بعد از این سن تا 60 سالگی ترشح آن کم می گردد. بنابراین این ماده در انسان  به راحتی قابل دستیابی نمی باشد.

در حیوانات دیگر نیز میزان این ماده بسیار کم است. از این رو گروهی از دانشمندان ژاپنی اقدام به جستجوی این ماده ی سحرآمیز که باعث از بین رفتن عوارض پیری می شود در میان گیاهان کردند و تنها این ماده را در دو گیاه پیدا کردند :

انجیر و زیتون

و راست گفته است خداوند متعال در آنجا که فرموده است : ﴿ و التین والزیتون (1) وطور سنین(2) وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِین (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ    

دکتر طه ابراهیم در این قسم خداوند متعال به انجیر و زیتون و ارتباط آن با خلقت انسان در بهترین زمان و برگرداندن آن به بدترین زمان می اندیشد...

بعد از نتیجه گیری از انجیر و زیتون فهمید که به کارگیری آن از انجیرِ تنها یا از زیتون تنها فایده مورد نظر را برای سلامتی انسان ندارد پس باید آن دو را باهم مخلوط کرد.

دانشمندان ژاپنی نیز بهترین میزان را برای بهترین تأثیر در میزان ( یک انجیر و هفت زیتون ) یافتند.

استاد طه ابراهیم خلبفه به جستجو در قرآن کریم ادامه داد و فهمید که انجیر یک بار در قرآن کریم ذکر شده و زیتون 6 بار به صورت صریح و یک بار به صورت ضمنی در سوره مؤمنون به آن اشاره شده است آنجا که می فرماید : ﴿ و شجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن وصبغ للآکلین استاد ابراهیم طه تمام اطلاعاتی را که از قرآن کریم جمع آوری نموده بود را برای گروه تحقیقاتی ژاپنی فرستاد . و بعد از اطمینان این گروه از اینکه قرآن کریم 1427 سال قبل از آنان به نتیجه ی علمی آنان رسیده است رئیس آن گروه اسلام آورد و مجوز این کشف بزرگ را گروه ژاپنی به دکتر طه ابراهیم خلیفه داد

[ چهارشنبه 1390/11/19 ] [ 8:15 ] [ محمد نظیر عرفانی ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
امکانات وب